|
کنگره 60-نمایندگی ابادان کنگره 60-نمایندگی ابادان
| ||
|
وادی :چهارم درمسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش است. اگر ما روزی خود را بشناسیم بی تردید می توانیم نیروی مافوق را بشناسیم،واگر ادعا داریم که می شناسیم ،که اگر اینگونه بود زندگیمان را با اعتیاد رو به تاریکی و بدبختی سوق نمی دادیم.پس قبول کنیم که نه خود را می شناسیم ونه نیروی مافوق را.پس قدم اول را برمیداریم برای شناختن خودمان.برای شناخت خودمان اول صور آشکار یا همان کالبد اول را بررسی میکنیم مانند قلب،ریه،دست و ....ما بعضی از این سیستمهای آشکار را با مصرف مواد مخدر و یا الکل از کار انداختیم مثل سیستمهای ضد درد بدن و سیستمهای تولید کننده مواد شبه افیونی. قدم دوم شناخت بر روی صور پنهان مثل حس،نفس،عقل و... که با مصرف مواد به اینها هم صدمه زده ایم. یکی از اصلی ترین و اساسی ترین قسمت در صور پنهان نفس است که شامل خواسته های معقول و غیر معقول جسم و روح انسان می باشد و این نفس سه مرحله دارد : 1 نفس اماره یا فریب دهنده:- در این مرحله شخص همه رفتار ضد ارزشی را انجام میدهد ولی ناراحت نمی شود واز کارش خرسند نیز هست وتا زمانی که متوجه عمل زشت خود نیست کسی نمی تواند کاری برایش انجام دهد و در مورد فرد مصرف کننده نیز همین طور است. 2-نفس سرزنش کننده یا لوامه:در این مرحله شخص از نفس اماره خارج شده ،شخص کار ضد ارزشی انجام میدهد ولی پشیمان است.وارد شدن به این مرحله بسیار خوشایند است چون سکوی پرتابی است به طرف تکامل. 3-نفس مطمئنه:در این مرحله شخص هیچ کار غیر معقولی انجام نمی دهد .وارد شدن یک فرد مصرف کننده به این مرحله یعنی بستن پرونده اعتیاد برای همیشه. پس تمام تلاشمان را برای رسیدن به اهدافمان به کار می گیریم و خداوند هم کمکمان میکند.ان شاءالله افرادی که در مرحله نفس سرزنش کننده هستند پشت سر هم کارهای ضد ارزشی انجام می دهند بعد هم انتظار دارند با دعا مسئله حل شود وهمیشه طلبکارند که چرا خدا صدای مرا نمی شنود در صورتی که خداوند این اختیار را به ایشان داده که از این مرحله با تلاش و کوشش خارج شود و خدا نیز کمک خواهد کرد. هر شخص اگر بخواهد به نقطه تکامل وبه نفس مطمئنه برسد باید خودش مسئولیت این کار را بپذیرد و به گردن نیروی مافوق نیندازد. [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:12 ] [ همسفر نور ]
وادی سوم باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند. در این وادی پرنده همان انسان است و کشتی جسم یا کالبد انسان است . و در گیر طوفان شدن همان اسیر شدن در دام اعتیاد است و یا هر مشکل دیگر.برای رها شدن از این مشکلات یا همان رساندن کشتی به ساحل ، از طوفان ،فشار آب و ... که همان اثرات مخرب اعتیاد روی جسم انسان است باید به خود متکی باشیم و از قدرت درون خود استفاده کنیم ،وقدرت و نیرویی که خفته است ما در طول این سفر باید به آرامی آن را بیدار کنیم و فعال سازیم و آنرا مهار کنیم تا در شرایط لازم شهر وجودی خودمان را از این انرژی آبیاری کنیم. در هر حال مسئولیت گرفتار شدن در دام اعتیاد و یا هر مشکل دیگر را خود بپذیریم و به گردن کسی نیندازیم و منتظر معجزه ای از بیرون هم نباشیم بلکه خودمان بخواهیم و مسئولیت ترک اعتیاد یا برطرف شدن مشکل را هم به خداوند واگذار نکنیم بلکه خدا کمک خواهد کرد که ما برای برطرف شدن مشکل شروع کنیم و حرکت کنیم . از تو حرکت از خدا برکت واگذار کردن کلیه مسئولیتها به خداوند از طرف انسانهایی است که هنوز در جهل و نادانی خود غوطه ورند. [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:2 ] [ همسفر نور ]
دستور جلسه این هقته
با مطاله این وادی جایگاه ارزشی خود را در مقایل تما می مخلوقات می یابیم زیرا قدرت مطلق مختار بودن را که ارزشمندترین صفت است نصیب ما کرده واز این خود مختاری حرکتها اغاز می شود اما در کنار این ازادی عمل ارزشها وضد ارزشها است که شکل میگیرد زیرا در محده عملکرد خود راه ومسیر را در جهت افکار خود به حرکت در می اوریم اغاز نقطه ای که نوع اطاعت مارا مشخص کند از قدرت مطلق یا شیطان اغواکننده ی که ظاهر فربینده ی دارد حال باید انتخاب کرد از تاریکی یا نو ر اگر قدم ارزشی بود مسیر نیز در کنار حرکت راه را نشان میدهد یعنی در ساختار فکر باید مسیر را به سوی انچه می خواهیم به جنبش دراوریم مانند زمانی که دراثر یک انتخاب مبهم به مواد روی اوردیم وبرای تهیه ان با هر حالی به رسیدن به ان فکر می کردیم حال نوع نگرش را دراختیار عوض می کنیم وبه طرحی نو فکر می کنیم خلاصی از هرنوع رفتارهای نا بهنجار باید برای این قصد حرکت کرد هر چند سخت است ولی به انچه را که از دست دادیم می رسیم بهترین وطبیعی ترین کارخانه را که با مواد منهدم کردیم بازسازی میکنیم تخریب ها را درمسیر ارزشها باز برداخت می کنیم حرکتی بسوی معرفت عمل صالح وعدالت عشق ومحبت به صورت تجسمی وعینی در ما نمایان شود وبه خود باوری برسیم تا دیگران مارا باورکنند [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 16:35 ] [ همسفر سید علی ]
اگر به خلقت خود بیندیشیم به درک مطلب فوق میر سیم که انچه کنگره به اموزش در اختیار مسافر وهمسفر می دهد حقیقت افرینش است که امروز و فردای هر مخلوق را بازی او می سازد حال اگر بازی خود را در محیط مثلث کنگره شروع کنیم ودر اضلاع ان با اقتدار ودانایی ودور از محفطوعات وبا حرکتی عامل به ارزشهامسیر راطی کنیم در صحنه با زیگری مقبول خواهیم شداما اگر فقط اصول را درتک بعدیها محصور کنیم وجهان را از دریچه چرا ها واگرها بینیم وجسم وروان را به خاطر دور بودن از گود ازار دهیم فقط از درگاه بینایی زبان را به شکوه وایرادبه نطق دراوریم یک تما شاچی خواهیم بود که هرچند در مسیر خوب راهیابی کردیم ولی یک اکستاب اموزشی از نوع کلیشه ای بوده که فقط خود بینی ما را در دیدن توقع ها رشد داده و برای اینکه دچار این نوع رفتار ها در طول درمان نشویم با ید از فر صتها استفاده کنیم وباانچه مقدو ر ماست در حرکتها بازیگر شویم با بیام یا کلام یا شرکت در کوچکترین کارها وخودر ا به بازی ببریم تا در تبدیل صندلی تماشاچی به بازیگرقابل موفق با شیم باید مثلث را در یک تعامل ارزشی از تصویر به اعمال خود نزدیک کنیم تا از انچه می بینیم راضی وخرسند با شیم
[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 15:53 ] [ همسفر سید علی ]
برای تو می نویسم همسفر...... برای تو می نویسم همسفر ، با هر نام و نشانی ،برای تویی که در ظلمت تاریکی اعتیاد گم شده بودی، بیاد داری آنقدر گم ،گم ،که دیگر حتی خود ،خودرا نمی دیدی ،وجودت همه رنج بود . ترس و اضطراب امانت را بریده بود ، مثل مرغان پرو بال شکسته ، افتان و خیزان ، در جستجوی راهی بودی.در اوج ناامیدی با عنایت خالق هستی ، راه بر تو نمایان شد. یادت هست اولین باری که واژه همسفر را شنیدی ؟ همسفر ؟ یعنی چه ؟ قشنگ بود مگه نه ؟! شاید آن روزها فقط واژه بود ولی حالا ؟؟ تو خود تعریف واژه همسفری ! همسفر شد هویت تازه تو ، تو برای شناخت آن آموختی ، آموزشی شیرین همراه با عشق ، از آنچه آموختی ،توشه برداشتی و بدان عمل کردی ، تا شایسته شوی ، مکان امن ، نقاب ها از چهره برداشته ، همه همدرد و همراز ،حس امنیت ،دریافت محبت و.......... به تو مژده و نوید داد این جاست همان جایی که بدنبالش بودم ، خدایا شکر . برای تو می نویسم ، که سفر را با مسافرت آغاز کردی ، از سختیها نهراسیدی ، تو که روزی همسفر او در تاریکی ها بودی ، از (نور ) شنیدی . (حیات دوباره ) ،قد خمیده خود را راست کردی ،با گوش جان شنیدی ،صورت مسئله اعتیاد ، محبت بلاعوض ، عشق بلا شرط ، پیمان الست ، و.......... آرام شدی . در آرامش متوجه شدی ، تو قراره بال پرواز باشی ، بال پرواز بودن شوخی نیست ، باید بیاموزی ، وای ، که چقدر محکم و استوار ایستادی . از شوق پیدا کردن راه به شور زندگی رسیدی ،با اولین تغییر در مسافرت برای رسیدن به بند عشق ( قدرت مطلق )، روز شماری کردی . برای تو می نویسم ، که شاید در باورت نبود ،روز رهایی از بند اهریمن مواد را ببینی ، وادی امن درمان را ببینی ، باورت می شد ؟؟ که به اندازه همه عمری که از تو گذشته آموزش ببینی و کوله بارت راپر کنی از امید ،مهر ،ایمان ،عشق ،. آگاهی و دانایی هیچ به درمان کنگره اندیشده ای ، مسافر و همسفر ،در کنار هم آموزش می بینند ، غیر از این چه اتفاقی می افتاد ؟ اگر تو نبودی و فقط مسافرت به درمان می رسید و تو در دنیای گذشته خود می ماندی ، نه ، شرط انصاف نبود. درمان کامل نبود . کنگره بتو آموزش داد تو حق زندگی داری ، از تواناییهای انسان گفت ، بتو آموخت چگونه تغییر کنی تا بتوانی ، مادر خوب ، همسر شایسته ، خواهر و پدر ...... شوی . پس بیا سپاسگزار الله و استادانمان باشیم. برای تو می نویسم ،که انگار (همسفر) هویت تازه تو ، پاداشی از الله بوده و هست ، تویی که صبورانه ماندی و قدم در راهی نهادی که خیر ابدی برایت دارد . همسفر ، امروز روز تولد توست ،روز جشن حیاتی دوباره ، بلند شو ، وضو کن ، وضوی عشق به الله ،لباس سپید خود را ،بر تن کن ، سجده شکر به درگاه او ،قادر مطلق ،بجای آر. تصور کن همه در کنار هم ، سپید پوشان ،آزاد شده از آتش ویرانگر ، دست در دست هم ، بر بلندای قله رهایی، دعا کنیم برای تمام همسفران که در راهند.و با صوت بلند فریاد سر دهیم ..... دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصنده های آسمانی و روح نا آرام ما خواستار رهایی نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق! خداوندا تنها ترا می ستاییم و تنها ترا می پرستیم ! برای انجام این عمل عظیم شکر ..شکر ... شکر ... همسفر ، روزت مبارک
برگرفته از لژیون سرکار خانم جلالی [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 1:55 ] [ همسفر نور ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||